|| ♫♫ باغچه ♫♫ ||
♫♫ باغچه انقلاب نیاز به محافظت دارد ♫♫
سه شنبه 16 فروردین 1390

فاطمی ها علیه خودنگاه

سه شنبه 16 فروردین 1390

نوع مطلب :ورزشی، عمومی، 
نویسنده :GreeN_boy

حرفهای شنیده نشده از پشت پرده مردان آهنین و داوری آن:


دیگر تقریبا عادت کرده ایم که با فرارسیدن ایام نوروز منتظر ورزشکارانی باشیم که در میان همه دید و بازدید های نوروزی ما در یک برنامه تلویزیونی  پای ثابت بلند کردن لاستیک های غول پیکرو جابه جا کردن گوی های بتونی و کشیدن واگن و ماشین و . . .باشند . تقریبا ده سالی میشود که برنامه سابقا مهیج و یکنواخت شده امروز مردان آهنین ( با نام قبلی قوی ترین مردان ایران) هر سال در چنین ایامی از شبکه سه سیما روی آنتن برود و مردانی با عضله هایی که شاید برای خیلی ها دست نیافتنی باشد به جنگ آهن و چوب بروند. در این میان اما این برنامه که البته در این سال ها خود به یک رشته ورزشی تبدیل شده است هم از حاشیه و حاشیه سازی دور نبوده است .


ادامه مطلب

سه شنبه 16 فروردین 1390

آیا می توان نماز را به فارسی خواند؟!

سه شنبه 16 فروردین 1390

نوع مطلب :علمی، مذهبی، عمومی، 
نویسنده :GreeN_boy

آیا می توان نماز را به فارسی خواند؟!

سال یكهزار و سیصد و سی و دو شمسی بود. من و عده ای از جوانان پرشور ان روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیدیه بودیم كه چه دلیلی دارد كه نماز را به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟

عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم و همین كار را هم كردیم. والین كم كم از این موضوع آگاهی یافتند و به فكر چاره افتادند.


آنها، پس از تبادل نظر با یكدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این كار بازدارند و اگر مؤثر نبود، راهی برگزینند.


چون پند دادن آنها مؤثر نیفتاد؛ ما را نزد یكی از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز میخوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و كافرمان خواند. این عمل او ما را در كارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یكی ز پدران، والدین دیگر افراد را به این فكر انداخت كه ما را به محضر آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند . این فكر مورد تأیید قرار گرفت.


آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند. او دستور داد در وقتی معین ما را خدمتش رهنمون شوند.


ادامه مطلب



Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.



كجاست آن ییلاق سبز نگاهت كه سپیده دمانش شبنم افشان است؟
كجاست آن حضور نورانى كه لحظه‏ هاى حیاتش ثانیه‏ هاى بارانى و زمزمه ‏هاى نورانى است؟
كجاست آن خضرا نشین صحرا گرد كه قافله عشق را رهنماست؟
كجاست آن مشعلدار نیمه شبهای تاریك؟
بازآ كه از فراق تو ای غایب از نظر دامن ز خون دیده چو دریای گوهر