یکشنبه 9 خرداد 1389
این
شعری كه مینویسم رو یكی از دوستام برای امام زمان گفته :
همیشه
خوندم از دنیای مستی اربابی که توی خیالم هستی
گفته
بودی اگه دلت گرفتست توی حرم جا واسه دلت هست
اگه دلت خواست و پاهات
نیومد مرغ دلت با یک صدا مییومد
بزار بگم ارباب عشق و مستی هر جا باشم تو قلب من تو
هستی
عشق
تموم عالم ارباب ما تو هستی
این
چشم دنبال توست ارباب عشق و مستی
بازم
میگی هنوزم ، اگه دلت گرفتست توی حرم جا واسه دلت هست
حالا
که این شهر من ، عاقلا رو مراده*تو کوچه های سردش ، خیلی گناه
زیاده
بیا تا که ببوسم خاک کف پاتو بیا بزار
تموم شه ، روزای سخت بی تو
رنگ غم وبه زندگی من زدم دنیای پر دلا رو
ماتم زده
دلم می خواد خودت بیای ببینی نبض من و عشق تو با هم زده
عشق تموم عالم ارباب ما تو هستی
این چشم دنبال توست ارباب عشق و
مستی