|| ♫♫ باغچه ♫♫ ||
♫♫ باغچه انقلاب نیاز به محافظت دارد ♫♫
سه شنبه 24 آبان 1390

|| مسند امام احمد حنبل درمورد خلافت امیر المومنین علی(ع) ||

سه شنبه 24 آبان 1390

نویسنده :GreeN_boy

 

از كتاب مهم اهل تسنن

*احمد حنبل-متولد 164هجری قمری- جلد دوم - صفحه 18 - حدیث 950 و 951 و 952 - چاپ دارالحدیث قاهره، مصر

 

از سعید و زید و زیدبن ارقم نقل شده است كه : علی(ع)  در رحبه مردم را سوگند داد كه هركس در روز غدیرخم ، كلام پیامبر(ص) را شنید برخیزد، گفت : شش نفر از پهلوی سعید و شش نفر از از پهلوی زید برخاستند، و شهادت دادند كه شنیدند رسول خدا(ص) در روز غدیر خم

فرمود :آیا خداوند به مومنین از خودشان سزاوارتر نیست؟ عرض كردند : آری سپس فرمود هركس من مولی و سرپرست او هستم علی مولی و سرپرست اوست. خدایا دوست باش با هركس كه علی را دوستی گرفت، و دشمن باش با هركس كه علی را به دشمنی گرفت، و یاری كن هركس كه او را یاری كند، و خوارگردان هركس كه بخواهد اورا خوار كند.

 

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-

*ملاك برتری احمد حنبل بین علمای اهل سنت :

1- احمد حنبل رئیس مذهب است

2- استاد بخاری و مسلم است

3- كتاب او قدیمیتر از صحیح بخاری است

 4- بارها حدیث غدیر را آورده است

 5- نزدیكتر و اسبق به زمان پیامبر است

 6- سند حدیث فوق صحیح است.




جمعه 20 آبان 1390

|| به مناسبت فرارسیدن عید غدیر...فراز هایی از خطبه غدیر ||

جمعه 20 آبان 1390

نویسنده :GreeN_boy

فراز هایی از خطبه غدیر
حمد وستایش، پروردگاری را که در عظمت یکتا و در وحدانیت بی همتاست، سلطنت او با عظمت و در اداره امور خلایق مقتدر و به همه مخلوقات دانا و در همه جا ناظر و قدرت او بر همه موجودات غالب است. بزرگی که ازلیست و ستوده ای که زوال ندارد...
اعتراف میکنم به بندگی خود و گواهی می دهم به خداوندی او و انجام می دهم آنچه را که به من وحی فرماید، اگر خودداری نمایم ازابلاغ آنچه به من وحی شده، می ترسم به بلایی مبتلا شوم که احدی نتواند از من دفع نماید هر چند تدبیر او زیاد باشد... 


ادامه مطلب



Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.



كجاست آن ییلاق سبز نگاهت كه سپیده دمانش شبنم افشان است؟
كجاست آن حضور نورانى كه لحظه‏ هاى حیاتش ثانیه‏ هاى بارانى و زمزمه ‏هاى نورانى است؟
كجاست آن خضرا نشین صحرا گرد كه قافله عشق را رهنماست؟
كجاست آن مشعلدار نیمه شبهای تاریك؟
بازآ كه از فراق تو ای غایب از نظر دامن ز خون دیده چو دریای گوهر