شنبه 5 تیر 1389
دقیقه 90 بود ، با چشم های اشک
آلود در حال ترک ورزشگاه بودم انگار پرسپولیس قطبی هم خیال قهرمان شدن
نداشت نزدیک درب شرقی ورزشگاه رسیدم که ورزشگاه منفجر شد ولوله های شادی به
گوش میرسید و فریادهای محسن آقای گل ورزشگاه
را پر کرده بود به ورزشگاه برگشتم اما دیگر بازی تمام شده بود و فقط نگاه
پر از خشم دایی به محسن را نظاره میکردم که گویی دنیا روی سرش خراب شده بود
و در طرف دیگر محسن را در آغوش امپراطور می دیدم به خودم گفتم محسن تیر
خلاص را به تیم دایی زد با خوشحالی به خانه رفتم و آن موقع اصلا به فکرم هم
نمیرسید که همین آقای دایی بت ما را از پرسپولیس بیرون براند چه چیزی پشت
پرده ها گذشت که ما را از محسن جدا کرد آیا غیر از این بود که محسن فدای
محبوبیتش در بین هواداران شد؟شاید بهتر باشد باشد بگویم دایی از محبوبیت
محسن میترسید مثل کریمی ، مهدوی کیا ، پروین ، عابدزاده و ...
آیا این کار دلیل فنی داشت یا
شخصی؟اگر فنی بود چرا پرسپولیسی که مهاجم ندارد محسن را از دست داد و اگر
شخصی بود چرا دایی از پرسپولیس نرفت تا محسن بماند و عابدزاده،کریمی،مهدوی
کیا به تیم ما برگردند؟شاید هم دلیلش رابطه نزدیک محسن به امپراطور و علاقه
دو طرف به یکدیگر بود.به هر حال درست است که ما کسی را از دست دادیم که
پرسپولیس و تعصب با او معنا پیدا میکرد ولی مطمئن باشید که اگر حتی محسن به
استقلال برود سلطان قلب ما بوده،هست و خواهد بود با امید روزی که دایی
خصومت های شخصی را کنار بگذارد و کسانی را که از گوشت و خون پرسپولیس هستند
از این تیم نراند. کسی چه میداند شاید نفر بعدی آقا کریم باشد.
*به نقل از كانون هواداران*